herausschrien

Aussprache: /hɛˈraʊ̯sʃriːən/
Wortzerlegung: her·aus·schri·en
Konjugierte Form

فریاد زدیم/زدند از شدت

Bedeutungen

1 Akkusativ

با صدای بلند و قاطع چیزی را بیان کردن یا اعلام کردن، اغلب در موقعیتی که نیاز به جلب توجه یا ابراز قاطعیت است.

  • Der Redner schrie seine Überzeugung heraus, um das Publikum zu mobilisieren.سخنران برای بسیج کردن مخاطبان، اعتقاد راسخ خود را با صدای بلند اعلام کرد.
  • Sie musste ihre Angst herausschreien, um sich von der bedrückenden Stille zu befreien.او مجبور بود ترس خود را با فریاد بیرون بریزد تا از سکوت خفقان‌آور رهایی یابد.