heraussickern
به آرامی نشت کردن، تراوش کردن
Beispiele
- Wir sahen zu, wie das Leben aus ihm ''heraussickerte''.ما تماشا کردیم که چگونه زندگی از او تراوش میکرد.
Bedeutungen
1
aus + Dativ
به آرامی و قطره قطره از جایی خارج شدن، نشت کردن (فیزیکی)
- Das Wasser ist aus dem Rohr herausgesickert.آب از لوله نشت کرده بود.
- Der Saft sickerte langsam aus der Frucht heraus.آب میوه به آرامی از میوه خارج میشد.
2
Akkusativ (für Informationen)
اطلاعات یا اخبار به صورت غیررسمی و تدریجی فاش شدن، درز کردن
- Geheime Informationen sind an die Presse herausgesickert.اطلاعات محرمانه به مطبوعات درز کرده بود.
- Es sickerte heraus, dass der Minister zurücktreten würde.فاش شد که وزیر استعفا خواهد داد.