heraussickern

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯szɪkɐn/
Wortzerlegung: her·aus·si·ckern
فعل

به آرامی نشت کردن، تراوش کردن

Beispiele

  • Wir sahen zu, wie das Leben aus ihm ''heraussickerte''.ما تماشا کردیم که چگونه زندگی از او تراوش می‌کرد.

Bedeutungen

1 aus + Dativ

به آرامی و قطره قطره از جایی خارج شدن، نشت کردن (فیزیکی)

  • Das Wasser ist aus dem Rohr herausgesickert.آب از لوله نشت کرده بود.
  • Der Saft sickerte langsam aus der Frucht heraus.آب میوه به آرامی از میوه خارج می‌شد.
2 Akkusativ (für Informationen)

اطلاعات یا اخبار به صورت غیررسمی و تدریجی فاش شدن، درز کردن

  • Geheime Informationen sind an die Presse herausgesickert.اطلاعات محرمانه به مطبوعات درز کرده بود.
  • Es sickerte heraus, dass der Minister zurücktreten würde.فاش شد که وزیر استعفا خواهد داد.