heraussuchen
جدا کردن، بیرون کشیدن و انتخاب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / (sich + Dativ + Akkusativ)
مورد یا موارد خاصی را از میان انبوهای از وسایل، فایلها یا گزینهها پیدا کرده و بیرون کشیدن
- Kannst du bitte die wichtigsten Unterlagen aus dem Ordner heraussuchen?میتوانی لطفاً مهمترین مدارک را از داخل زونکن بیرون بکشی/پیدا کنی؟
- Der Lehrer hat die besten Arbeiten herausgesucht.معلم بهترین برگاهها را (از میان بقیه) جدا و انتخاب کرد.