heraussuchen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌzuːxən/
Wortzerlegung: her·aus·su·chen
فعل

جدا کردن، بیرون کشیدن و انتخاب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / (sich + Dativ + Akkusativ)

مورد یا موارد خاصی را از میان انبوه‌ای از وسایل، فایل‌ها یا گزینه‌ها پیدا کرده و بیرون کشیدن

  • Kannst du bitte die wichtigsten Unterlagen aus dem Ordner heraussuchen?می‌توانی لطفاً مهم‌ترین مدارک را از داخل زونکن بیرون بکشی/پیدا کنی؟
  • Der Lehrer hat die besten Arbeiten herausgesucht.معلم بهترین برگاه‌ها را (از میان بقیه) جدا و انتخاب کرد.