heraustaumeln
با حالتی گیج و منگ بیرون آمدن
Beispiele
- ›Gleich darauf kamen ein paar zerlumpte Kiffer ''herausgetaumelt'' und wir haben sie gepackt.‹بلافاصله بعد از آن چند معتاد ژندهپوش با حالتی گیج و منگ بیرون آمدند و ما آنها را گرفتیم.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
با حرکات نامتعادل و تلوتلوخوران از جایی خارج شدن.
- Nach der Party taumelte er betrunken aus der Bar.بعد از مهمانی، او مست و تلوتلوخوران از بار بیرون آمد.
- Die verletzte Katze taumelte aus dem Gebüsch hervor.گربه زخمی تلوتلوخوران از میان بوتهها بیرون آمد.