herauszukriechen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌtsuːˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: her·aus·zu·krie·chen
Erweiterter Infinitiv

بیرون خزیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به صورت فیزیکی و با دشواری زیاد، به آرامی و با خزیدن از فضایی محدود یا تنگ خارج شدن.

  • Nachdem er die Prüfung bestanden hatte, kroch er erleichtert aus seiner selbstgewählten Isolation hinaus.پس از اینکه او امتحان را قبول شد، با آسودگی خاطر از انزوای خودخواسته خود خارج شد.
  • Die Schlange kroch langsam aus ihrem Versteck hinaus in die Sonne.مار به آرامی از مخفیگاه خود خارج شد و به سمت آفتاب خزید.
2 Akkusativ

به صورت استعاری و تدریجی از موقعیتی دشوار، ناخوشایند یا مخرب خارج شدن، با تلاش فراوان.

  • Es dauerte Jahre, bis er sich aus seiner tiefen Depression herauskriechen konnte.سال‌ها طول کشید تا او توانست از افسردگی عمیق خود خارج شود.
  • Die Wirtschaft kroch mühsam aus der Rezession hinaus.اقتصاد به سختی از رکود خارج شد.