herauszuräumen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌtsuːˌʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: her·aus·zu·räu·men
Erweiterter Infinitiv

خالی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

هدف یا قصد تخلیه کامل و سازمان‌یافته یک فضا یا مکان از اشیاء، اثاثیه یا محتویات آن، اغلب با هدف پاکسازی، بازسازی یا انتقال.

  • Es ist notwendig, das alte Lagerhaus vor dem Abriss vollständig herauszuräumen.لازم است که انبار قدیمی قبل از تخریب کاملاً تخلیه شود.
  • Die Aufgabe bestand darin, die Grabkammer sorgfältig herauszuräumen, um die Artefakte zu bergen.وظیفه این بود که مقبره را با دقت تخلیه کنند تا آثار باستانی را بازیابی کنند.
2 Akkusativ

ضرورت یا برنامه حذف یا پاکسازی کامل و سیستماتیک عناصر ناخواسته، مضر یا نامربوط از یک سیستم، فرآیند یا متن.

  • Man muss alle veralteten Daten aus der Datenbank herauszuräumen, um die Effizienz zu steigern.باید تمام داده‌های منسوخ را از پایگاه داده پاکسازی کرد تا کارایی افزایش یابد.
  • Der neue Chefredakteur hatte die Absicht, die redaktionellen Inhalte von jeglicher politischen Voreingenommenheit herauszuräumen.سردبیر جدید قصد داشت محتوای تحریریه را از هرگونه سوگیری سیاسی پاکسازی کند.