herauszuräumen
خالی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
هدف یا قصد تخلیه کامل و سازمانیافته یک فضا یا مکان از اشیاء، اثاثیه یا محتویات آن، اغلب با هدف پاکسازی، بازسازی یا انتقال.
- Es ist notwendig, das alte Lagerhaus vor dem Abriss vollständig herauszuräumen.لازم است که انبار قدیمی قبل از تخریب کاملاً تخلیه شود.
- Die Aufgabe bestand darin, die Grabkammer sorgfältig herauszuräumen, um die Artefakte zu bergen.وظیفه این بود که مقبره را با دقت تخلیه کنند تا آثار باستانی را بازیابی کنند.
2
Akkusativ
ضرورت یا برنامه حذف یا پاکسازی کامل و سیستماتیک عناصر ناخواسته، مضر یا نامربوط از یک سیستم، فرآیند یا متن.
- Man muss alle veralteten Daten aus der Datenbank herauszuräumen, um die Effizienz zu steigern.باید تمام دادههای منسوخ را از پایگاه داده پاکسازی کرد تا کارایی افزایش یابد.
- Der neue Chefredakteur hatte die Absicht, die redaktionellen Inhalte von jeglicher politischen Voreingenommenheit herauszuräumen.سردبیر جدید قصد داشت محتوای تحریریه را از هرگونه سوگیری سیاسی پاکسازی کند.