herbeilassen
تنزل دادن خود، منت گذاشتن (با sich)، اجازه نزدیکی دادن
Bedeutungen
1
sich + zu + Infinitiv
رسمی/کتابی: افتخار دادن یا منت گذاشتن برای انجام کاری که پایینتر از شأن تلقی میشود (انعکاسی)
- Er ließ sich endlich herbei, uns eine Antwort zu geben.او بالاخره منت گذاشت (خود را پایین آورد) که به ما پاسخی بدهد.
- Sie würde sich nie dazu herbeilassen, sich zu entschuldigen.او هرگز تن به این نمیدهد که عذرخواهی کند.
2
Akkusativ
قدیمی: به کسی یا حیوانی اجازه دادن به جایی نزدیک شود
- Der Wächter ließ die Bittsteller nicht herbei.نگهبان به درخواستکنندگان اجازه نزدیک شدن نداد.
- Man sollte die Kinder nicht zu nah an das Feuer herbeilassen.نباید اجازه داد کودکان خیلی به آتش نزدیک شوند.