herbeizuführen
به وجود آوردن، موجب شدن، منجر شدن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
باعث شدن وقوع یا ایجاد یک وضعیت، نتیجه یا رویداد خاص، اغلب با بار معنایی رسمی یا حقوقی.
- Die Regierung bemüht sich, einen Kompromiss herbeizuführen.دولت تلاش میکند تا به یک مصالحه دست یابد.
- Das Gerichtsurteil hat eine weitreichende Änderung der Rechtsprechung herbeigeführt.حکم دادگاه تغییر گستردهای در رویه قضایی ایجاد کرده است.
2
Akkusativ
به طور فعال و عمدی چیزی را به وجود آوردن یا موجب شدن، اغلب در زمینههای فنی، علمی یا دیپلماتیک.
- Die neuen Technologien sollen eine Effizienzsteigerung herbeiführen.فناوریهای جدید باید منجر به افزایش بهرهوری شوند.
- Die Verhandlungen zielten darauf ab, eine friedliche Lösung herbeizuführen.مذاکرات با هدف دستیابی به یک راهحل مسالمتآمیز انجام شد.