فعل
درخواست کردن (به صورت مودبانه)، دعوت کردن به داخل، فراخواندن
معانی و تعاریف herbitten:
- کسی را به جایی دعوت کردن یا خواستن که به سمت گوینده بیاید (معمولاً رسمی یا قدیمی)
- چیزی را خواستن که به اینجا آورده شود (کمتر رایج و رسمی)
جملات نمونه برای herbitten:
„Jetzt musste er erst einmal das Haus mit den Kollegen durchforsten und dann die Kriminaltechniker ''herbitten''.“
«او مجبور بود ابتدا خانه را با همکارانش جستجو کند و سپس از تکنسینهای جنایی بخواهد که بیایند.»
Er bat seinen Freund zu sich her, um ihm etwas zu zeigen.
او دوستش را به نزد خود دعوت کرد تا چیزی به او نشان دهد.
Die Königin bat den Botschafter zu einer Audienz her.
ملکه سفیر را برای ملاقاتی فراخواند.