فعل
دعوت کردن به داخل، تعارف کردن برای ورود
معانی و تعاریف hereinbitten:
- با ادب و احترام از کسی خواستن که وارد مکانی شود.
جملات نمونه برای hereinbitten:
Ich ''wurde'' in das Behandlungszimmer ''hereingebeten''.
من به اتاق معاینه دعوت شدم.
Der Sekretär bat den Besucher herein.
منشی از بازدیدکننده خواست که وارد شود.
Bitte kommen Sie herein, ich habe Sie schon erwartet.
لطفاً وارد شوید، من منتظر شما بودم.