Konjugierte Form
وارد شدند، هجوم آوردند، شکستند (درون)
معانی و تعاریف hereinbrachen:
- وارد شدن به مکانی با زور و خشونت، اغلب با ایجاد خسارت یا شکستن موانع.
- به طور ناگهانی و غیرمنتظره وارد شدن یا رخ دادن، اغلب با تاثیرات منفی یا مخرب.
جملات نمونه برای hereinbrachen:
Die Räuber brachen in die Villa ein und stahlen wertvolle Juwelen.
سارقان به زور وارد ویلا شدند و جواهرات ارزشمند را دزدیدند.
Nach dem Erdbeben brachen Teile des alten Gebäudes herein.
پس از زلزله، بخشهایی از ساختمان قدیمی فرو ریخت.
Die Nachricht vom plötzlichen Tod seines Freundes brach unerwartet über ihn herein.
خبر مرگ ناگهانی دوستش به طور غیرمنتظرهای بر سر او آوار شد.