hereingeheimnissen
رازتراشی کردن در چیزی، چیزی را رازآلود جلوه دادن
Beispiele
- In keine Gestalt hat man so viel ''hereingeheimnisst,'' wie in den Dänenprinzen, der als Wittenberger Student die reale Welt schal und unerspriesslich und ausserdem etwas faul im Staate Dänemark fand.در هیچ شخصیتی به اندازه شاهزاده دانمارکی رازتراشی نشده است، کسی که به عنوان دانشجوی ویتنبرگ دنیای واقعی را بیمزه و ناامیدکننده و علاوه بر آن چیزی فاسد در کشور دانمارک مییافت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به صورت پنهانی، مرموز یا نامحسوس وارد کردن. (این فعل بسیار نادر و غیرمعمول است و بیشتر جنبه ادبی یا کنایهآمیز دارد.)
- Er hat das Geheimnis in die Geschichte hereingeheimnisst.او راز را به طور مرموز وارد داستان کرد.
- Manchmal werden neue Ideen ganz leise in ein Projekt hereingeheimnisst.گاهی اوقات ایدههای جدید بسیار آرام و پنهانی وارد یک پروژه میشوند.