hereinkommen

Aussprache: /hɛˈʁaɪ̯nkɔmən/
Wortzerlegung: her·ein·kom·men
فعل

توتون/وارد شدن به داخل؛ رسیدن (محموله یا کالا)

Beispiele

  • Bei dem Sturm heute werden wohl noch viele Segler zu uns in den Hafen ''hereinkommen.با طوفان امروز، احتمالاً قایق‌های بادبانی زیادی به داخل بندر ما خواهند آمد.
  • Diese Woche ist viel neue Frühjahrsware ''hereingekommen.این هفته مقدار زیادی کالای جدید بهاری رسیده است.
  • Wir werden nun schließen; viel ist ja heute leider nicht ''hereingekommen.ما اکنون تعطیل خواهیم کرد؛ متأسفانه امروز چیز زیادی وارد نشده است.

Bedeutungen

1 kein Objekt

وارد شدن به یک مکان، داخل آمدن.

  • Bitte kommen Sie herein!لطفاً وارد شوید!
  • Er kam gerade zur Tür herein.او همین الان از در وارد شد.
2 kein Objekt

(پول، سود) وارد شدن، به دست آمدن.

  • Jeden Monat kommt viel Geld herein.هر ماه پول زیادی وارد می‌شود.
  • Es ist nicht viel hereingekommen.چیز زیادی به دست نیامد.