Partizip II
قرار داده شده
معانی و تعاریف hereingelegt:
- صفت مفعولی از فعل 'hereinlegen' به معنای چیزی که در داخل قرار داده شده است.
- صفت مفعولی از فعل 'hereinlegen' به معنای فریب خورده یا گول خورده.
جملات نمونه برای hereingelegt:
Der sorgfältig hereingelegte Brief war für den Empfänger bestimmt.
نامه با دقت داخل گذاشته شده، برای گیرنده در نظر گرفته شده بود.
Die in die Schatulle hereingelegten Juwelen waren von unschätzbarem Wert.
جواهرات قرار داده شده در داخل صندوقچه ارزشی بیبدیل داشتند.
Er fühlte sich von dem Verkäufer hereingelegt und betrogen.
او احساس میکرد که توسط فروشنده فریب خورده و مورد کلاهبرداری قرار گرفته است.