Konjugierte Form
وارد شدند
معانی و تعاریف hereingingen:
- وارد یک مکان یا ساختمان شدن، به ویژه به صورت رسمی یا با هدف خاص (شکل گذشته ساده برای جمع).
- پذیرفته شدن یا راه یافتن به یک سازمان، نهاد یا جامعه، اغلب پس از طی مراحل گزینش (شکل گذشته ساده برای جمع).
جملات نمونه برای hereingingen:
Die Delegierten gingen nach der Begrüßung feierlich in den Konferenzsaal herein.
هیئت نمایندگان پس از خوشامدگویی با شکوه وارد سالن کنفرانس شدند.
Die Kinder gingen erwartungsvoll in das geöffnete Zelt herein.
بچهها با انتظار وارد چادر باز شده شدند.
Viele talentierte Studenten gingen in die renommierten Universitäten des Landes herein.
بسیاری از دانشجویان با استعداد وارد دانشگاههای معتبر کشور شدند.