hereinlegen
گول زدن، فریب دادن، قرار دادن در داخل
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را کلک زدن، گول زدن و فریب دادن (عامیانه/روزمره)
- Er hat mich mit einem fiesen Trick hereingelegt.او با یک ترفند زشت مرا گول زد.
- Lass dich nicht von ihm hereinlegen!اجازه نده او سرت کلاه بگذارد!
2
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی را به سمت داخل ظرف یا محفظهای گذاشتن
- Sie legte das Paket ins Zimmer herein.او بسته را داخل اتاق گذاشت.
- Leg die Sachen bitte in den Korb herein.لطفاً وسایل را داخل سبد بگذار.