فعل
به آرامی وارد شدن، یواشکی داخل شدن
معانی و تعاریف hereinschleichen:
- به آرامی و پنهانی وارد مکانی شدن تا مورد توجه قرار نگیرد.
جملات نمونه برای hereinschleichen:
„Warum machte er sich die Mühe, sich hier ''hereinzuschleichen'', nur um herauszufinden, was er las?“
«چرا او زحمت کشید تا به اینجا «یواشکی وارد شود»، فقط برای اینکه بفهمد چه میخواند؟»
Er schlich sich leise ins Zimmer herein, um niemanden zu wecken.
او یواشکی وارد اتاق شد تا کسی را بیدار نکند.
Die Katze schlich sich durch die offene Tür herein und versteckte sich.
گربه دزدکی از در باز وارد شد و پنهان گشت.