hereinströmen
به درون سرازیر شدن، هجوم آوردن
Beispiele
- Da waren Löcher in der Decke, dass der Regen ''hereinströmte.سوراخهایی در سقف بود که باران به درونش سرازیر میشد.
Bedeutungen
1
(in/nach + Akkusativ)
به صورت انبوه یا جریان به داخل مکانی وارد شدن (برای افراد، مایعات، هوا، نور و غیره)
- Die Menschen strömten in den Saal herein.مردم به داخل سالن سرازیر شدند.
- Frische Luft strömte durch das offene Fenster herein.هوای تازه از پنجره باز به داخل جریان یافت.