hereinwerfen
به داخل انداختن، میان صحبت پریدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ durch / in + Akkusativ)
چیزی را از بیرون به داخل مکان یا فضایی پرتاب کردن
- Er hat den Schlüssel durch das offene Fenster hereingeworfen.او کلید را از پنجره باز به داخل انداخت.
- Bitte werfen Sie den Müll in den Eimer herein.لطفاً زباله را داخل سطل بیندازید.
2
Akkusativ
نکته یا نظری را ناگهانی میان صحبت دیگران انداختن
- Sie warf eine kurze Bemerkung in die Diskussion herein.او نکته کوتاهی را در بحث مطرح کرد (وسط کشید).
- Er musste immer wieder seine Meinung hereinwerfen.او مدام مجبور بود نظرش را میان صحبتها بیندازد.