hereinwerfen

Aussprache: /hɛˈʁaɪ̯nvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: her·ein·wer·fen
فعل

به داخل انداختن، میان صحبت پریدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ durch / in + Akkusativ)

چیزی را از بیرون به داخل مکان یا فضایی پرتاب کردن

  • Er hat den Schlüssel durch das offene Fenster hereingeworfen.او کلید را از پنجره باز به داخل انداخت.
  • Bitte werfen Sie den Müll in den Eimer herein.لطفاً زباله را داخل سطل بیندازید.
2 Akkusativ

نکته یا نظری را ناگهانی میان صحبت دیگران انداختن

  • Sie warf eine kurze Bemerkung in die Diskussion herein.او نکته کوتاهی را در بحث مطرح کرد (وسط کشید).
  • Er musste immer wieder seine Meinung hereinwerfen.او مدام مجبور بود نظرش را میان صحبت‌ها بیندازد.