hereinzuräumen
داخل گذاشتن، جا دادن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
وارد کردن اشیاء به داخل یک ساختمان یا فضای بسته، اغلب با هدف نظم بخشیدن یا محافظت.
- Die Kunstgalerie musste die empfindlichen Skulpturen vor dem Sturm in die sicheren Ausstellungsräume hineinräumen.گالری هنری مجبور بود مجسمههای حساس را قبل از طوفان به داخل اتاقهای نمایش امن منتقل کند.
- Es ist ratsam, die Gartenmöbel bei schlechtem Wetter in das Gartenhaus hineinzuräumen.انتقال دادن مبلمان باغ در هوای نامساعد به داخل خانه باغ توصیه میشود.