فعل
حمله کردن، هجوم بردن، به جان چیزی افتادن
معانی و تعاریف herfallen:
- به کسی یا چیزی حمله کردن، هجوم آوردن (با خشونت یا عصبانیت)
- با ولع و اشتها غذا خوردن، به سرعت چیزی را تمام کردن
جملات نمونه برای herfallen:
„Die Tiere ''fallen'' über Obstplantagen, Weinberge, Wälder, Grünanlagen und Gärten ''her'' und fressen bei mehr als 300 Pflanzenarten alles kahl.“
حیوانات به باغهای میوه، تاکستانها، جنگلها، فضاهای سبز و باغها هجوم میبرند و همه چیز را در بیش از ۳۰۰ گونه گیاهی میخورند و از بین میبرند.
Die hungrigen Wölfe fielen über die Beute her.
گرگهای گرسنه به طعمه هجوم آوردند.
Sie fielen über ihn her und beschimpften ihn.
آنها به او حمله کردند و دشنامش دادند.