herhalten

Aussprache: /ˈhɛɐ̯ˌhaltn̩/
Wortzerlegung: her·hal·ten
فعل

مورد استفاده قرار گرفتن، تاوان پس دادن

Bedeutungen

1 für + Akkusativ

به عنوان وسیله یا گزینه‌ای ناخواسته/موقتی مورد استفاده قرار گرفتن

  • Sein alter Mantel musste noch einen Winter herhalten.پالتوی قدیمی‌اش باید یک زمستان دیگر هم مورد استفاده قرار می‌گرفت.
  • Er muss immer als Ausrede herhalten.او همیشه باید به عنوان بهانه مورد استفاده قرار گیرد.
2 für + Akkusativ

تاوان اشتباهی را پس دادن، سپر بلا شدن (معمولاً ناخواسته)

  • Für die Fehler des Chefs mussten die Angestellten herhalten.کارمندان مجبور شدند تاوان اشتباهات رئیس را پس دهند.
  • Wer muss diesmal dafür herhalten?این بار چه کسی باید سپر بلا شود؟