herhalten
مورد استفاده قرار گرفتن، تاوان پس دادن
Bedeutungen
1
für + Akkusativ
به عنوان وسیله یا گزینهای ناخواسته/موقتی مورد استفاده قرار گرفتن
- Sein alter Mantel musste noch einen Winter herhalten.پالتوی قدیمیاش باید یک زمستان دیگر هم مورد استفاده قرار میگرفت.
- Er muss immer als Ausrede herhalten.او همیشه باید به عنوان بهانه مورد استفاده قرار گیرد.
2
für + Akkusativ
تاوان اشتباهی را پس دادن، سپر بلا شدن (معمولاً ناخواسته)
- Für die Fehler des Chefs mussten die Angestellten herhalten.کارمندان مجبور شدند تاوان اشتباهات رئیس را پس دهند.
- Wer muss diesmal dafür herhalten?این بار چه کسی باید سپر بلا شود؟