herleihen

Aussprache: /ˈhɛrˌlaɪ̯ən/
Wortzerlegung: her·lei·hen
فعل

قرض دادن، امانت دادن

Beispiele

  • Dies Unglück zu verhindern, muß dieser seine Frau, jener seine Töchter, der dritte seine eigne Ehre ''herleihen''; und dadurch, daß diese mit der Zunge todgeschlagen werden, rettet sich jene.برای جلوگیری از این بدبختی، این باید همسرش را، آن یکی دخترانش را، سومی آبروی خودش را قرض بدهد؛ و با کشته شدن اینها با زبان، آن یکی نجات می‌یابد.

Bedeutungen

1 (jemandem etwas Akk)

چیزی را به کسی قرض دادن (با تاکید بر اینکه به سمت گوینده یا مکان فعلی او قرض داده می‌شود)

  • Könntest du mir bitte kurz dein Feuerzeug herleihen?می‌توانی لطفاً برای لحظه‌ای فندکت را به من قرض بدهی؟
  • Er hat mir sein Auto für den Umzug hergeliehen.او ماشینش را برای اسباب‌کشی به من قرض داده است.