hernehmen
برداشتن، گرفتن، تهیه کردن، سرزنش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + von + Dativ
چیزی را از جایی یا کسی گرفتن، تهیه کردن یا آوردن
- Wo hast du das Buch hergenommen?این کتاب را از کجا آوردی/گرفتی؟
- Er hat das Geld von seinen Eltern hergenommen.او پول را از والدینش گرفته است.
2
Akkusativ + aus + Dativ / von + Dativ
چیزی (اطلاعات، ایده) را از منبعی استخراج کردن یا به دست آوردن
- Diese Information habe ich aus einer zuverlässigen Quelle hergenommen.این اطلاعات را از یک منبع موثق به دست آوردهام.
- Woher nimmst du diese Behauptung her?این ادعا را از کجا میآوری؟
3
sich + Akkusativ
(محاوره) کسی را به شدت سرزنش کردن، با کسی بدرفتاری کردن، کسی را زیر سوال بردن (sich hernehmen)
- Der Chef hat sich den Mitarbeiter wegen des Fehlers hergenommen.رئیس به خاطر اشتباه، کارمند را به شدت سرزنش کرد.
- Sie hat sich ihren Mann wegen seiner Unordnung hergenommen.او شوهرش را به خاطر بینظمیاش زیر سوال برد/سرزنش کرد.