herniederbrennen
به سمت پایین سوختن، فرو ریختن
Bedeutungen
1
intransitiv
کاملاً سوختن، به خاکستر تبدیل شدن (معمولاً در مورد ساختمانها یا درختان)
- Das alte Haus ist völlig herniedergebrannt.خانه قدیمی کاملاً سوخت و به خاکستر تبدیل شد.
- Nach dem Blitzschlag brannte der Baum hernieder.پس از برخورد صاعقه، درخت کاملاً سوخت.