herniederregnen
از بالا باریدن، فرو ریختن (مانند باران)
Beispiele
- Über Meilen sieht man endlose Felder, auf die das Wasser der Berieselungsanlagen ''herniederregnet'' und auf denen Landarbeiter in gebeugter Haltung die Ernte einbringen.در مسافتهای طولانی، مزارع بیپایانی دیده میشود که آب سیستمهای آبیاری بر روی آنها میبارد و در آنها کارگران کشاورز با قامتی خمیده، محصول را درو میکنند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
باریدن شدید باران، برف یا تگرگ از آسمان (کمی ادبی و قدیمی).
- Es regnete die ganze Nacht hernieder.تمام شب باران میبارید.
- Plötzlich begann der Hagel herniederzuregnen.ناگهان تگرگ شروع به باریدن کرد.
2
auf + Akkusativ
به صورت مجازی، فرود آمدن یا نازل شدن چیزی (مانند برکات، نعمتها).
- Segen möge auf euch herniederregnen.برکات بر شما نازل باد.
- Es schien, als würde ein Schauer von Glück auf sie herniederregnen.به نظر میرسید که بارانی از خوشبختی بر آنها فرود میآید.