فعل
از بر خواندن، از حفظ گفتن
معانی و تعاریف hersagen:
- چیزی را از بر گفتن، تکرار کردن یا بازگو کردن (معمولاً یک متن، شعر یا درس)
جملات نمونه برای hersagen:
Ein französischer Mönch hat gerüchteweise im 19. Jahrhundert die ganze Bibel auswendig ''hergesagt''.
یک راهب فرانسوی در قرن نوزدهم طبق شایعات کل کتاب مقدس را از حفظ خواند.
„Mit siebzehn Jahren schrieb der französische Dichter dieses Meisterwerk, das in France mancher Schüler auswendig ''hersagen'' kann: Le Dormeur du Val (Der Schläfer im Tal).“
در هفده سالگی، شاعر فرانسوی این شاهکار را نوشت که بسیاری از دانشآموزان در فرانسه میتوانند آن را از حفظ بخوانند: Le Dormeur du Val (خفته در دره).
Er musste das Gedicht vor der Klasse hersagen.
او مجبور بود شعر را جلوی کلاس از بر بگوید.