herumärgern
اذیت کردن، آزار دادن (به طور مداوم)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herumärgern)
کسی را به طور مداوم و پیوسته اذیت کردن، سر به سر گذاشتن یا آزار دادن.
- Hör auf, mich herumzuärgern!بس کن، مرا اینقدر اذیت نکن!
- Die älteren Schüler ärgerten die Jüngeren herum.دانشآموزان بزرگتر مدام بچههای کوچکتر را اذیت میکردند.
2
sich + mit + Dativ
با یک مشکل، کار یا موقعیت ناخوشایند برای مدت طولانی دست و پنجه نرم کردن و در نتیجه اذیت شدن یا کلافه شدن.
- Er ärgert sich seit Wochen mit diesem Problem herum.او هفتههاست که با این مشکل دست و پنجه نرم میکند و کلافه شده است.
- Sie ärgerte sich mit dem kaputten Computer herum.او با کامپیوتر خراب درگیر بود و اذیت میشد.