herumbasteln
دستکاری کردن، سرهمبندی کردن (غیرحرفهای)
Beispiele
- Am Auto ''herumzubasteln'' und sich die Ergebnisse dann gegenseitig vorzuführen, das ist was für die Jungs der Mittelschicht.دستکاری کردن' ماشین و نشان دادن نتایج به یکدیگر، کاری است برای پسران طبقه متوسط.
Bedeutungen
1
an + Dativ
با چیزی ور رفتن، آن را دستکاری کردن یا سعی در تعمیر یا تغییر آن داشتن، اغلب بدون نتیجه مشخص یا هدف جدی.
- Er bastelt schon den ganzen Nachmittag an seinem alten Fahrrad herum.او تمام بعدازظهر دارد با دوچرخه قدیمیاش ور میرود.
- Sie bastelte lange an der Software herum, bis sie endlich funktionierte.او مدت زیادی با نرمافزار کلنجار رفت تا بالاخره کار کرد.