herumbessern

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌbɛsɐn/
Wortzerlegung: her·um·bes·sern
فعل

بهبود بخشیدن مکرر، اصلاح کردن مکرر

Bedeutungen

1 an + Dativ

به طور مداوم و پیوسته سعی در اصلاح یا بهبود چیزی داشتن، اغلب با این مفهوم که تلاش‌ها چندان مؤثر نیستند یا تغییرات جزئی ایجاد می‌کنند.

  • Er bessert schon seit Wochen an seinem Roman herum, aber er wird nicht fertig.او هفته‌هاست که رمانش را مدام اصلاح می‌کند، اما تمام نمی‌شود.
  • Man kann nicht ewig an einem Projekt herumbessern; irgendwann muss es fertig sein.نمی‌توان تا ابد یک پروژه را مدام اصلاح کرد؛ بالاخره باید تمام شود.