herumbessern
بهبود بخشیدن مکرر، اصلاح کردن مکرر
Bedeutungen
1
an + Dativ
به طور مداوم و پیوسته سعی در اصلاح یا بهبود چیزی داشتن، اغلب با این مفهوم که تلاشها چندان مؤثر نیستند یا تغییرات جزئی ایجاد میکنند.
- Er bessert schon seit Wochen an seinem Roman herum, aber er wird nicht fertig.او هفتههاست که رمانش را مدام اصلاح میکند، اما تمام نمیشود.
- Man kann nicht ewig an einem Projekt herumbessern; irgendwann muss es fertig sein.نمیتوان تا ابد یک پروژه را مدام اصلاح کرد؛ بالاخره باید تمام شود.