herumbinden
دور چیزی بستن، گره زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + um + Akkusativ
چیزی را دور چیز دیگری پیچیدن یا محکم کردن.
- Sie band sich ein Tuch um den Kopf herum.او یک روسری دور سرش بست.
- Er band das Seil um den Baum herum.او طناب را دور درخت بست.
2
Akkusativ + an + sich
مجازی، عامیانه: کسی را به خود وابسته کردن، نگه داشتن یا محدود کردن.
- Er versucht, sie an sich herumzubinden, obwohl sie gehen will.او تلاش میکند او را به خود وابسته کند، با اینکه او میخواهد برود.
- Man kann niemanden ewig an sich herumbinden.نمیتوان کسی را برای همیشه به خود وابسته کرد.