herumbrüllen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌbʁʏlən/
Worttrennung: her·um·brül·len
فعل

با صدای بلند فریاد زدن، با صدای بلند ناسزا گفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای بلند و اغلب بی‌هدف یا به سمت افراد مختلف داد و فریاد کردن؛ عربده کشیدن؛ ناسزا گفتن با صدای بلند.

  • Der Chef brüllte seine Mitarbeiter wegen des Fehlers herum.رئیس به خاطر اشتباه به کارمندانش با صدای بلند فریاد کشید.
  • Warum brüllst du so herum? Sei doch ruhig!چرا اینقدر با صدای بلند فریاد می‌زنی؟ آرام باش!