herumflattern

Aussprache: /hɛˈrʊmˌflatɐn/
Wortzerlegung: her·um·flat·tern
فعل

بال بال زدن، پرواز بی‌هدف در اطراف، پرواز کردن از این سو به آن سو

Beispiele

  • Der Spatz ''flatterte'' auf der Veranda ''herum'' und schien den Ausgang durch die offene Tür nicht mehr zu finden.گنجشک روی ایوان بال بال می‌زد و به نظر می‌رسید دیگر راه خروج از در باز را پیدا نمی‌کند.
  • Der Kolibri ''flatterte'' erst um die Futterstation ''herum'', um sich dann im Schwebeflug am darin bereitgestellten Nektar zu laben.مرغ مگس‌خوار ابتدا دور ایستگاه تغذیه بال بال زد تا سپس در حالت پرواز شناور، از شهد موجود در آن تغذیه کند.

Bedeutungen

1 (umher)

بی‌هدف یا بدون جهت خاصی در اطراف پرواز کردن یا حرکت کردن (برای پرندگان، حشرات، برگ‌ها و غیره).

  • Die Schmetterlinge flatterten im Garten herum.پروانه‌ها در باغ پرپر می‌زدند.
  • Ein Vogel flatterte nervös im Käfig herum.یک پرنده عصبی در قفس پرپر می‌زد.