herumgeben
دست به دست کردن، توزیع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بین حاضران دست به دست کردن یا چرخاندن
- Könntest du bitte die Fotos herumgeben?میتوانی لطفاً عکسها را دست به دست کنی؟
- Er gab die Schüssel am Tisch herum.او کاسه را سر میز چرخاند.
2
Akkusativ
چیزی را بین جمع توزیع و پخش کردن
- Der Lehrer gab die Aufgabenblätter herum.معلم برگههای تکلیف را بین دانشآموزان پخش کرد.
- Bei der Feier wurden Getränke herumgegeben.در جشن نوشیدنی توزیع شد.