herumhüpfen
از این سو به آن سو پریدن، جست و خیز کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با حرکات سریع و سبک، به صورت مکرر یا بیهدف در اطراف پریدن یا جست و خیز کردن.
- Die Kinder hüpften aufgeregt im Garten herum.بچهها با هیجان در باغ جست و خیز میکردند.
- Der Frosch hüpfte von Blatt zu Blatt.قورباغه از برگی به برگ دیگر میپرید.