herumgehen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌɡeːən/
Wortzerlegung: her·um·ge·hen
فعل

دور زدن، پخش شدن (خبر/شایعه)

Bedeutungen

1 um + Akkusativ / (بدون مفعول)

دور یک شیء یا ساختمان چرخیدن و راه رفتن

  • Wir gingen um das Gebäude herum.ما دور ساختمان چرخیدیم.
  • Er ging um den Tisch herum.او دور میز چرخید.
2 (بدون مفعول)

پخش شدن خبر، لیست یا شایعه بین افراد

  • Eine Nachricht ging im Büro herum.خبری در دفتر کار پیچید.
  • Die Unterschriftenliste geht herum.لیست امضاها دست به دست می‌گردد.