herumgehen
دور زدن، پخش شدن (خبر/شایعه)
Bedeutungen
1
um + Akkusativ / (بدون مفعول)
دور یک شیء یا ساختمان چرخیدن و راه رفتن
- Wir gingen um das Gebäude herum.ما دور ساختمان چرخیدیم.
- Er ging um den Tisch herum.او دور میز چرخید.
2
(بدون مفعول)
پخش شدن خبر، لیست یا شایعه بین افراد
- Eine Nachricht ging im Büro herum.خبری در دفتر کار پیچید.
- Die Unterschriftenliste geht herum.لیست امضاها دست به دست میگردد.