herumnörgeln

Aussprache: /hɛˈrʊmˌnœʁɡl̩n/
Worttrennung: her·um·nör·geln
فعل

ایراد گرفتن مداوم، غر زدن، نق زدن

Bedeutungen

1 an + Dativ (woran)

به طور مداوم و اغلب بی‌دلیل به کسی یا چیزی ایراد گرفتن، غر زدن یا نق زدن.

  • Er nörgelt ständig an seiner Frau herum, weil sie zu spät ist.او مدام به زنش ایراد می‌گیرد چون دیر کرده است.
  • Hör auf, an allem herumzunörgeln! Das ist nicht hilfreich.بس کن از همه چیز ایراد گرفتن! این کمکی نمی‌کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به طور کلی نق زدن یا غر زدن بدون اشاره به مورد خاصی؛ ابراز نارضایتی مداوم.

  • Sie hat den ganzen Tag nur herumgenörgelt.او تمام روز فقط غر می‌زد.
  • Der Kunde kam herein und fing sofort an, herumzunörgeln.مشتری وارد شد و بلافاصله شروع به نق زدن کرد.