herumquälen

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌkvɛːln̩/
Worttrennung: her·um·quä·len
فعل

خود را عذاب دادن، با مشقت زیاد کاری را انجام دادن

Bedeutungen

1 sich + (mit etwas)

با سختی و زحمت زیاد کاری را انجام دادن یا خود را به جایی رساندن، معمولاً به دلیل بیماری، خستگی یا عدم تمایل.

  • Er quälte sich mit der schweren Tasche den Berg hinauf.او با زحمت زیاد کیف سنگین را به بالای کوه برد.
  • Sie quälte sich durch die Prüfung, obwohl sie krank war.او با وجود بیماری، به سختی امتحان را گذراند.