herumschwimmen
شنا کردن در اطراف، شنا کردن بیهدف
Bedeutungen
1
intransitiv
بدون هدف خاصی در آب شنا کردن یا شناور بودن.
- Die Fische schwimmen im Aquarium herum.ماهیها در آکواریوم اینور و آنور شنا میکنند.
- Nach dem Sturm schwammen viele Äste im See herum.بعد از طوفان، شاخههای زیادی در دریاچه شناور بودند.