herumgondeln
ول گشتن، بیهدف گشتن (با وسیله نقلیه)
Bedeutungen
1
بدون مفعول مستقیم
بدون هدف خاصی با وسیله نقلیه (ماشین، دوچرخه، قایق) گشت و گذار کردن یا پرسه زدن.
- Am Wochenende gondeln wir gerne mit dem Fahrrad herum.آخر هفتهها دوست داریم با دوچرخه گشت و گذار کنیم.
- Er gondelte stundenlang in der Stadt herum, ohne ein Ziel zu haben.او ساعتها بدون هیچ هدفی در شهر پرسه میزد.