herumgurken
وقت تلف کردن، ولگردی کردن، بی هدف گشتن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
بیهدف رانندگی کردن، ول گشتن (اغلب با مفهوم اتلاف وقت)
- Er gurkt den ganzen Tag mit seinem Auto in der Stadt herum.او تمام روز با ماشینش در شهر ول میگردد.
- Anstatt zu lernen, gurkt er nur herum.به جای درس خواندن، او فقط وقت تلف میکند/ول میگردد.