herumkrabbeln
ول چرخیدن، خزیدن این طرف و آن طرف
Beispiele
- Wallace’ Forschergeist war geweckt, denn aus der botanischen Fachliteratur wusste er, dass allein auf den Britischen Inseln mehr als 3000 Käferarten ''herumkrabbelten.کنجکاوی والاس برانگیخته شد، زیرا او از ادبیات تخصصی گیاهشناسی میدانست که بیش از ۳۰۰۰ گونه سوسک فقط در جزایر بریتانیا 'ول میچرخیدند'.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
چهار دست و پا در اطراف حرکت کردن، خزیدن به این سو و آن سو (معمولاً برای نوزادان یا حشرات).
- Das Baby krabbelt den ganzen Tag im Wohnzimmer herum.نوزاد تمام روز در اتاق نشیمن چهار دست و پا راه میرود.
- Überall auf dem Boden krabbelten kleine Käfer herum.همه جای زمین سوسکهای کوچک میخزیدند.