herumpöbeln
لجوجانه رفتار کردن، پرخاشگرانه حرف زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در اطراف پرسه زدن و با صدای بلند، توهینآمیز، یا پرخاشگرانه صحبت کردن؛ دعوا کردن یا سروصدا راه انداختن.
- Die betrunkenen Männer pöbelten auf der Straße herum.مردان مست در خیابان سروصدا میکردند و فحاشی مینمودند.
- Hör auf, so herumzupöbeln!بس کن، اینقدر پرخاشگرانه حرف نزن!