herumpöbeln

Aussprache: /hɛˈrʊmˌpøːbl̩n/
Worttrennung: her·um·pö·beln
فعل

لجوجانه رفتار کردن، پرخاشگرانه حرف زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در اطراف پرسه زدن و با صدای بلند، توهین‌آمیز، یا پرخاشگرانه صحبت کردن؛ دعوا کردن یا سروصدا راه انداختن.

  • Die betrunkenen Männer pöbelten auf der Straße herum.مردان مست در خیابان سروصدا می‌کردند و فحاشی می‌نمودند.
  • Hör auf, so herumzupöbeln!بس کن، اینقدر پرخاشگرانه حرف نزن!