herumreichen
دست به دست کردن، رد کردن، توزیع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (معمولاً در یک جمع) دست به دست کردن، چرخاندن یا از فردی به فرد دیگر منتقل کردن.
- Der Kellner reichte die Speisekarte herum.پیشخدمت منوی غذا را دست به دست کرد.
- Wir reichten die Fotos der Reihe nach herum, damit jeder sie sehen konnte.ما عکسها را یکی یکی دست به دست کردیم تا همه بتوانند آنها را ببینند.
2
Akkusativ
چیزی را به افراد زیادی دادن یا توزیع کردن.
- Die Petition wurde zur Unterschrift herumgereicht.طومار برای امضا دست به دست شد.
- Er reichte die Süßigkeiten an alle Kinder herum, die auf der Party waren.او شیرینیها را بین همه بچههایی که در مهمانی بودند پخش کرد.