herumrennen

Aussprache: /hɛˈrʊmˌrɛnən/
Worttrennung: her·um·ren·nen
فعل

این طرف و آن طرف دویدن، با عجله گشتن

Bedeutungen

1 intransitiv

این‌ور و آن‌ور دویدن بدون هدف خاص یا با انرژی زیاد (برای افراد یا حیوانات)

  • Die Kinder rennen im Garten herum.بچه‌ها در باغ این‌ور و آن‌ور می‌دوند.
  • Der Hund rennt aufgeregt im Haus herum.سگ با هیجان در خانه این‌ور و آن‌ور می‌دود.
2 intransitiv

با عجله و شتاب از جایی به جای دیگر رفتن، اغلب با حس استرس یا فوریت

  • Ich muss den ganzen Tag herumrennen, um alles zu erledigen.من باید تمام روز این‌ور و آن‌ور بدوم تا همه چیز را انجام دهم.
  • Sie rennt von einem Termin zum nächsten herum.او از یک قرار ملاقات به قرار ملاقات بعدی می‌شتابد.