herumsässen
مینشستند (در اطراف)
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional, for a place)
شکل گذشته التزامی (Konjunktiv II) فعل 'herumsitzen' که برای بیان موقعیتهای فرضی، آرزوها یا غیرواقعی در گذشته به کار میرود.
- Wenn sie mehr Ehrgeiz hätten, säßen sie nicht den ganzen Tag zu Hause herum.اگر جاهطلبی بیشتری داشتند، تمام روز را در خانه بیکار نمینشستند.
- Er wünschte, er säße nicht in diesem langweiligen Meeting herum, sondern wäre draußen.او آرزو میکرد که در این جلسه خستهکننده بیکار ننشسته باشد، بلکه بیرون بود.