herumsassen
نشسته بودند
Bedeutungen
1
Akkusativ (optional, for a place)
به شکلی بیهدف و بدون فعالیت مشخص در مکانی نشستن، اغلب با بار معنایی منفی از اتلاف وقت یا بیحالی. این شکل بیشتر در متون ادبی یا قدیمیتر دیده میشود.
- Er saß stundenlang im Café herum, ohne etwas zu bestellen oder zu lesen.او ساعتها در کافه بیهدف نشست، بدون اینکه چیزی سفارش دهد یا بخواند.
- Anstatt sich auf die Prüfung vorzubereiten, saß sie nur zu Hause herum und starrte aus dem Fenster.به جای آماده شدن برای امتحان، او فقط در خانه بیکار نشسته بود و به بیرون پنجره خیره میشد.