herumschliessen
دور زدن، احاطه کردن، بستن از اطراف
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت فیزیکی یا استعاری چیزی را از هر طرف بستن یا محصور کردن، به طوری که امکان خروج یا ورود وجود نداشته باشد.
- Die Belagerung der Stadt war so effektiv, dass sie die Feinde von allen Seiten herumschloss.محاصره شهر به قدری مؤثر بود که دشمنان را از هر طرف احاطه و مسدود کرد.
- Die neuen Sicherheitsmaßnahmen schlossen die Daten des Unternehmens vollständig herum.اقدامات امنیتی جدید، دادههای شرکت را به طور کامل از بیرون محافظت و احاطه کردند.