herumschnuppern

Aussprache: /hɛˈrʊmˌʃnʊpɐn/
Wortzerlegung: her·um·schnup·pern
فعل

بو کشیدن در اطراف، کنجکاوانه بو کردن، سرک کشیدن (با بو)

Beispiele

  • Soffi kommt rein und ''schnuppert'' sofort ''herum''. Sie merkt bestimmt, dass da gerade ein anderer Hund zu Besuch war.سوفی وارد می‌شود و بلافاصله در اطراف بو می‌کشد. حتماً متوجه می‌شود که سگ دیگری همین الان اینجا مهمان بوده است.
  • Ja, klar hätte ich Lust, mal in verschiedenen Bereichen ''herumzuschnuppern''. Dann fällt mir die Entscheidung vielleicht letztlich leichter.بله، البته که دوست دارم در زمینه‌های مختلف کنجکاوی کنم (بو بکشم). شاید در نهایت تصمیم‌گیری برایم راحت‌تر شود.

Bedeutungen

1 ohne Objekt / an + Dativ

بو کشیدن در اطراف (معمولاً حیوانات برای کشف محیط)

  • Der Hund schnupperte neugierig im Garten herum.سگ با کنجکاوی در باغ بو می‌کشید.
  • Sie ließ ihren Welpen an den neuen Blumen herumschnuppern.او به توله‌اش اجازه داد تا گل‌های جدید را بو بکشد.
2 in + Akkusativ / in + Dativ

سرک کشیدن، کنجکاوی کردن، نگاهی اجمالی انداختن (مجازی، برای آشنایی با چیزی)

  • Er wollte nur ein bisschen in der neuen Abteilung herumschnuppern.او فقط می‌خواست کمی در بخش جدید سرک بکشد.
  • Bevor sie sich entschied, schnupperte sie in verschiedene Berufe herum.قبل از اینکه تصمیم بگیرد، در مشاغل مختلف کنجکاوی کرد.